تعریفی از دموکراسی
تعریفی از دموکراسی
دموکراسي يعني «حکومت مردم بر مردم» و واژه «مردمسالاري» معادل فارسي مناسبي براي دموکراسي است. دموکراسي بدين معني است که افرادي از ميان مردم، با رأي و انتخاب مردم و به نمايندگي از طرف آنان، حکومت کنند و اين در مقابل حکومتهاي ديکتاتوري و اليگارشي است که يک تن با عدهاي اندک بدون دخالت رأي و انتخاب مردم، بر آنان حکومت ميکنند. در مورد «آزادي» -اگر از نظر فلسفي بنگريم- بحث کمي گستردهتر و کشدارتر ميشود. «افلاطون»، آزادي را رهايي خويشتن از «نفسانيات» دانسته، «کانت» آن را در گرو «خردورزي» و «عقلانيت» دانسته، هگل در امکان پيشرفت «آگاهي» دانسته و معتقد است که هرچه آگاهي بيشتر باشد و پيشرفت کند ما به آزادي بيشتري دست مييابيم و نهايت و فرجام جامعه بشري، آزادي است. البته منظور او از «آگاهي»، «اطلاعات» (information) نيست و تقريباً ميتوان گفت مراد او «دانش» است.
ولي منظور ما در اين جا مجموعه آزاديهاي سياسي مثل آزادي بيان، احزاب، مشارکت در حکومت، آزادي دين و... است درباره تفاوت آزادي و دموکراسي بايد بگويم که به يک اعتبار، آزادي، «هدف» است و دموکراسي، وسيله منابي براي رسيدن به آن.
دموکراسي از يک نقطهنظر، «فرهنگم است و از حيث ديگر يک «نهاد»؛ البته روشن است که فرهنگي احتياج به مجموعهاي از نهادها دارد. مهمترين نهادهاي دموکراسي را ميتوان مجلس، تشکلهاي سياسي، مطبوعات و احزاب دانست، احزابي که مردم بتوانند در آنها متشکل شوند و کساني که آرا مشترک دارند، گردهم بيايند و جمعي عمل کنند. افزون بر اين که، دموکراسي را ميتوان به مثابه يک «فرهنگ» و «نهاد» در نظر گرفت، عدهاي دموکراسي را يک روش حکومتي نيز ميدانند. به گونهاي که وقتي ميگوييم يک حکومت «دموکراتيک» است، اين بدين معني است که نوع اين حکومت و روش آن قاعدتاً با حکومت ديکتاتوري و سلطنت مطلقه و غيره متفاوت است.
البته نظامهاي دموکراتيک متعددي وجود دارد. جواب به سئوال فوق، بستگي به اين دارد که چه حزبي بر سر قدرت باشد. در جامعه دموکراتيکي که حزب ليبراليستي يا يک حزب سوسياليستي بر سر کار باشد ممکن است در کارکردهاي دولت نيز تفاوتهايي به وجود بيايد. مثلاً اگر حزب حاکم، سوسياليست باشد، در اقتصاد بيشتر نقش ارشادي دارد. پس بستگي به اين دارد که چه حزبي در فرايند دموکراتيک به قدرت برسد. ولي بايد دقت کرد که در يک جامعه دموکراتيک، حزبي که بر اريکه قدرت مينشيند معتقد به اصول اساسي حقوق بشر و دموکراسي است. در واقع حقوق شهروندان، تعريف شده و همه احزاب بر سر آن اتفاق نظر دارند و تغيير احزاب تأثيري بر آن نميگذارد. البته تاريخ دموکراسي نشان ميدهد که در بعضي مواقع حزبي با نعمت دموکراسي به قدرت رسيده ولي بعد، بساط دموکراسي را برچيده و تبديل به يک نظام توتاليتر شده است. هيتلر مصداق چنين پديدهاي است.